[ad_1]

من در تنها جلسه شنای پسرم مقابل حصار ایستاده بودم – از بین میله های آهن فرفورژه در حال تماشای مسابقه شناگران با جفت باز با یک نوار باز بین آنها بودم – وقتی شنیدم که یک بیمارستان دانشگاه ویسکانسین به دنبال داوطلب واکسن AstraZeneca (AZD22) است. چند روز قبل از شروع مدرسه ، که قرار بود به صورت آنلاین باشد ، و پس از ماه ها فاصله اجتماعی ، زایمان بدون تماس ، قرارهای مجازی بی شماری و تامپون هایی که ماده خاکستری مغز پایینی ام را جستجو می کردند تا آزمایش COVID بدهم ، احساس کردم برای هر چیزی که بتواند بازگشت به زندگی عادی را آسان کند کمی ناامید شوید. حتی اگر این به معنای اهدای بدن من به علم بود. به محض رسیدن به خانه ثبت نام کردم.

مانند سایر واکسن های مهم در اخبار – به ویژه Pfizer و Moderna – AZD1222 از پروتکل تزریق مضاعف یا تزریق مضاعف استفاده می کند. Pfizer و Moderna با AstraZenenca تفاوت دارند زیرا آنها از RNA پیام رسان برای سیگنال دهی به سلولها برای تولید “پروتئین اوج ویروسی” استفاده می کنند که سیستم ایمنی بدن آن را خارجی می داند و حمله را یاد می گیرد. به جای mRNA ، واکسن AstraZeneca پروتئین پرش را از طریق آدنو ویروس ، نسخه ضعیف شده سرماخوردگی ، تحویل می دهد. در هر سه مورد ، عکس اول سیستم ایمنی بدن را غنی می کند و عکس دوم ، یک ماه بعد ، سرعت بدن در مبارزه با ویروس را تسریع می کند.

عوارض جانبی چطور؟

عوارض جانبی احتمالی AZD1222 شامل درد ، تب خفیف ، لرز ، دردهای عضلانی ، سردرد و خستگی است – اینها همه نشانه های دخیل بودن سیستم ایمنی بدن است. من خیلی نگران آنها نبودم و همچنین شایعه نکردم که از این واکسن برای دستگاههای دولتی برای ردیابی اسبهای تروا استفاده می شود. من بیست پوندی را که در ماههای اول قرنطینه به دست آورده بودم از دست داده بودم ، هفته ای پنج روز شنا می کردم و بدون هیچ گونه شرایط اولیه بهداشتی ، اعتقاد داشتم اگر واکسن از کار بیفتد و در نهایت مریض شوم ، می توانم طوفان را تحمل کنم. و از آنجا که همسرم برای سیستم بهداشتی درمانی کار می کرد و فرایند را هدایت می کرد ، و تعدادی از همکاران که قبلاً مانند خوکچه هندی داوطلب شده بودند ، من به یکپارچگی مطالعه ایمان داشتم. در واقع ، من به عنوان یک مرد سالم و فعال ، احساس وظیفه کردم که برای کمک به پایان همه گیری ، خودم را پایین بیاورم. بعلاوه ، اگر من یک دستگاه ردیابی کاشته شده داشتم ، شاید حس جهت من در هنگام رانندگی بهتر شود.

شروع سنگین

اما به محض ثبت نام ، روند کار متوقف شد. یک هفته پس از تکمیل پرسشنامه غربالگری ، AstraZeneca اعلام کرد که پس از آنکه دو شرکت کننده در انگلستان علائم میلیت عرضی ، التهاب نخاع را تجربه کردند ، مکث کرده است. یک کمیسیون مستقل مجبور بود قبل از شروع مطالعه ، داده ها را بررسی کند. من از پروتکل های ایمنی خوشحال شدم ، اما اعتراف می کنم که احساس می کردم مثل یک مسافر هواپیمایی با تأخیر هستم که در فرودگاه گیر افتاده است. انتظار بی پایان از احتمال سقوط بدتر به نظر می رسید.

شش هفته بعد ، وقتی دادگاه مجدداً شروع شد ، دوباره پرسشنامه غربالگری را پر کردم و این بار توانستم وقت قبلی بگذارم. داشتم وارد پارکینگ می شدم که خبرها حاکی از تأیید واکسن فایزر توسط وزیر بهداشت و خدمات اجتماعی انگلیس ، الکس هازارد بود و پیش بینی می کرد هفته آینده تصویب موارد اضطراری در آمریکا انجام شود. کارگران بهداشتی و سالمندان در جایگاه نخست قرار گرفتند و واکسن در ماه های آینده در بقیه کشور منتشر می شود. مشارکت در مطالعه AZD1222 من را از دریافت واکسن دیگر محروم نمی کند – نکته خوب ، زیرا به جای داروی واقعی 1 از 3 احتمال دریافت دارونما وجود دارد. این مطالعه “دوسوکور” بود ، به این معنی که حتی پزشکان مجری مطالعه نیز نمی دانستند کدام داوطلبان چیزهای خوب دریافت کرده اند.

آنچه در روز تزریق اتفاق افتاده است

من در لابی بیمارستان توسط یک مسئول هماهنگی تحقیقات ملاقات کردم. او نام من را می دانست و به طرز عجیبی مشکلی برای انتخاب من از ترافیک بیماران و کارمندان عبوری از اتاق نداشت. ما نمی توانستیم دست بدهیم ، بنابراین سرم را در نقاب هایمان تکان دادیم و من او را در داخل بیمارستان به سمت آسانسوری دنبال کردم که هرگز به تنهایی پیدا نمی کردم. من را به یک اتاق معاینه ، از سه اتاق اول ، منتقل کردند و در آنجا به یک سری س questionsالها درباره سابقه پزشکی ام پاسخ دادم. این آزمون داوطلبانه بود و هر زمان می توانم انصراف بدهم ، اما اگر می ماندم ، این مطالعه دو سال طول می کشد. آنها امروز و دوباره در روز 29 به من آمپول می زنند ، خونم را هر دو بار می گیرند و همچنین در روزهای 57 ، 90 ، 180 ، 360 و 730 ، و در ضمن من مصاحبه های بعدی را از طریق تلفن و ایمیل انجام می دهم. “آیا همه اینها خوب به نظر می رسد؟” دستیار از من پرسید.

من انگشت شست را از بالا بلند کردم و گفتم: “من تا اینجا رسیده ام”.

او گفت: “خوب”. او یک کد را به یک جعبه کوچک فلزی زد. برای لحظه ای فکر کردم او دارد تیرم را می کشد. در عوض ، او یک پاکت قهوه ای کوچک بهم داد که داخل آن اسکناس تند صد دلاری بود.

پرسیدم: “آیا آنها به من پول می دهند؟” انتظار نداشتم یک پنی دریافت کنم.

سرش را تکان داد. “فقط کمی. این به نوعی در فرم های رضایت مدفون شده است.”

گفتم: “نتیجه”. اسکناس را داخل کیف پولم فرو کردم.

اشتراک mvp سلامت مردانه

برای سالم و متناسب ماندن مطالب اختصاصی را از دست ندهید. همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سلامت مردان

آسانسور دیگری مرا به اتاق امتحان دیگری برد ، این بار مشرف به دریاچه مندوتا است. یک روز آبی و باد بود و دریاچه با امواج سفید چروکیده بود. یک جفت پرستار به طور همزمان برای بررسی علائم حیاتی من ، گرفتن خون من و آزمایش نهایی COVID-19 کار می کردند. پرستار آنقدر تامپون را به داخل بینی من بلغزانید که احساس کردم چشمانم ضربدر است. بعد از معاینه سریع جسمی توسط پزشک – بدون شلوار دور مچ پا ، بدون چرخش و سرفه – آنها مرا از اتاق به آخرین اتاقم بردند ، این بار پر از پشت. این جایی است که من در نهایت ضربه ام را به دست می گیرم.

آستین را روی شانه ام انداختم. به پرستار گفتم: “فقط امیدوارم که معامله واقعی را انجام دهم.” “من دارونما نمی خواهم.”

صدای مرد پشت پرده گفت: “اگر بدانی می فهمی.” او داوطلب دیگری بود. “دوست من یک ایمونولوژیست در هاروارد است. او می گوید شما واقعاً می توانید بفهمید که آیا می فهمید یا نه. “

پرسیدم: “آیا آبی من آب می خورد؟”

او خندید. “شما احساس سرماخوردگی خواهید کرد.”

چند دقیقه بعد

برای اولین بار در زندگی ام آرزوی گرفتگی بینی داشتم – برای هرگونه نشانه ای که وجود واکسن واقعی را تأیید کند. علاوه بر ترویج علم ، من از بودن در میان محافظت شده ها نیز هیجان زده شدم. بیایید همه گیری را پشت سر بگذاریم.

پس از شلیک پرستار به ما ، باید بیست دقیقه صبر کنیم تا از خود در برابر عوارض جانبی یا واکنش های آلرژیک محافظت کنیم. سرم رو به صندلیم تکیه دادم. لحظه ای بعد ، مرد دوباره صحبت کرد. وی گفت: “من احساس خوبی دارم.”

“آره؟”

وی گفت: “من چنین فکر می کنم.” سپس ، “وقتی همه چیز تمام شد می خواهید چه کار کنید؟” آیا می دانید ، پس از بازگشت به حالت عادی؟ “

گفتم: “من به شام ​​فکر می کنم.” “دوستان زیاد. غذای زیاد تو چطور؟”

این محتوا از {embed-name} وارد شده است. شاید بتوانید همین محتوا را در قالب دیگری پیدا کنید یا اطلاعات بیشتری در وب سایت آنها پیدا کنید.

وی گفت: “کنسرت”. “من در سال 2019 سی و چهار نمایش گرفتم. قبل از اینکه همه جهنم خراب شود ، قصد داشتم امسال حتی به نمایش های بیشتری بروم. موسیقی زنده ، مرد. این چیزهای زندگی است. ”

گفتم: “من بدم نمی آید با توپ بازی کنم.” تصور می کردم با پسرانم ، هات داگ های روی دامن خود ، در جایگاه نشسته ام.

وی گفت: “وای خدا ، فوتبال.” او صدای همهمه ای کوچک را بیرون داد. “چیزهای زیادی وجود دارد که باید منتظر آنها بود.”

بعد از هفت روز ، من هنوز چیزی به جز کمی درد هنگام تزریق احساس نكرده ام. آزمایشات اولیه نشان داد که AZD1222 در صورت انجام اولین نیمی از دوز ، و در مرحله دوم با دوز کامل ، بیشترین تأثیر را دارد. انگشتانم را ضربدر نگه می دارم که سه هفته دیگر با کمی تب ، شاید چند درد ، از خواب بیدار خواهم شد. فقط کمی بدبختی متوجه شوید که واکسن مثر است.

امیدوارم اینجا

این محتوا توسط شخص ثالث ایجاد و نگهداری می شود و در این صفحه برای کمک به کاربران در ارائه آدرس های ایمیل خود وارد می شود. شاید بتوانید اطلاعات بیشتری در مورد این و محتوای مشابه را در piano.io بیابید

[ad_2]

منبع: dojedareh-news.ir