دارای اتمام دوره کلاسی، این هنرجو فعالیت کلاسی خویش را که اهمیت ایده و طرح و تحت محاسبه و راهنمایی آقای فرهادی ساخته شده بود با عنوان برنامه مستند «دو سر برد، دو سر باخت» تدوین نهایی و در تعدادی جشنواره فیلم کوتاه بدون اشاره و ذکر نام آقای اصغر فرهادی قهرمان اصغر فرهادی بازیگران به نمایش درمیآوردند. یک عدد از گواهان همین استشهادیه، فیلمسازی است که در تولید برنامه مستند خانم مسیح زاده، بهعنوان فیلمبردار حضور داشته و در جریان تام جزئیات ساخت برنامه مستند و نقش آقای فرهادی بهعنوان صاحب و مالک طرح و ایده بوده است. از جمله آن که دوازده نفر از هنرجویان این عصر آموزشی، اساسی تنظیم استشهادیهای به بیان جزئیات کامل روند ورکشاپ آموزشی پرداختند. الکساندر ماله – گی و اصغر فرهادی تهیهکنندگی همین فیلم را به عهده داشتهاند. ماجرا از همین قرار بود که آزاده مسیحزاده، یکی از از هنرجویان سابق اصغر فرهادی در موسسه کارنامه، چند سال پیش مستندی در شیراز ساخته بود اساسی عنوان «دوسر برد، دوسر باخت» و همین مستند به عبارتی قصه زندگی شخصیت اصلی داستان فیلم اصغر فرهادی را ماجرا میکرد. او بیشترین وضعیت را در همین ماجرا داشت تا از خود، پهلوان بسازد البته نساخت و ما را از خودش متنفر کرد. امیر جدیدی که قبل از ایفای نقش در همین فیلم، بهواسطة فیزیک و چهرة جذابش نقش مردان شیک و شمال شهری را ارائه میداد، اهمیت حضور در همین فیلم ثابت کرد که تبحرش در بازیگری صرفا بهواسطه فیزیکش نیست و مهم فاصلهگیری از تمام نقشهایی که تا کنون ارائه داده است، نقش مرد ساده، مهربان، عاشقپیشه و یک پدر را بهخوبی ایفا می نماید که به دنبال شرف و آبرویش است. امیر جدیدی بازیگر نقش نخستین فیلم می باشد که در نقش رحیم بازی میکند، رحیم خطاط و نقاش می باشد و از همسرش انقطاع شده و بهخاطر بدهی به برادرزن سابقش، بهرام (با بازی محسن تابنده) به زندان افتاده هست و فرزند رحیم بهخاطر همین قصه نزد خواهرش زندگی میکند. عجم نوشت: کارگردان قهرمان، میخواهد بگوید خوی و واکنش انسان در واقعیت حیاتی فضای مجازی گره خورده است و درصورتیکه بخواهد زندگی خود را بر مدار آن تهیه و تنظیم کند، در دامی میافتد که خلاصی ندارد؛ مگر اینکه مثل قهرمان قصهاش بالاخره یک جا ذیل میز بزند و برای خودش زندگی کند.«رحیم سلطانی» (با بازی امیر جدیدی) به عامل بدهی مالی به باجناق سابقش «بهرام» (با بازی محسن تنابنده) در زندان اصغر فرهادی پهلوان زن شیراز است. دومین هم ما هستیم که قهرمانی که جامعه فیلم پذیرایش فقدان را بپذیریم و قضاوت هر کسی نظیر او را به ترسناکترین امر به جهت خویش بدل کنیم. گرچه همین عمل او از رحیم دلاور نساخت اما دفاع از پسرش و از خویش گذشتگی او به خاطر پسرش او را تبدیل به پهلوان زندگی خودش کرد. فیلمنامه آقای فرهادی حفرهها و اشکالات متعددی داراست یا این که زمانی قرار می باشد در آیتم آدم شکستهای مثل رحیم قاببندی کنیم باید اعتنا بیشتری کرد که فکر می کنم فرهادی همگی اینها را در فیلم گم کرده است.

ایندکسر